ar
Feedback
دُژَم🪐

دُژَم🪐

الذهاب إلى القناة على Telegram

و من، مصمم در سبز زیستن در انسانِ بهتری بودن در انسانِ بهتری شدن 💚🪴

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
251
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+127 أيام
+3030 أيام
أرشيف المشاركات
همراهان گرامی، برای برگزاری ویبنار آینده، مایلیم موضوعات را بر اساس علاقه‌مندی و نیاز شما انتخاب کنیم. به نظر شما، کدام‌یک از موضوعات زیر می‌تواند برای جلسهٔ بعدی مفیدتر باشد؟
Anonymous voting

لذتِ زمانی‌که برگه‌های کتاب به یک سمت‌اش سنگینی می‌کند. این یعنی یا تازه کتاب را شروع کردی یا داری تمامش میکنی. 🌱
لذتِ زمانی‌که برگه‌های کتاب به یک سمت‌اش سنگینی می‌کند. این یعنی یا تازه کتاب را شروع کردی یا داری تمامش میکنی. 🌱

_ یاکوف تو را چه شده است که همواره با خدا در جدال هستی؟ او بیشتر خشمگین شده گفت: _ مگر مانع دیگری هم جز او برای من پیدا می‌شود من ۲۰ سال تمام در مقابل وی لرزیدم و سجده کردم، می‌گفتند مباحثه راجع‌به خدا جایز نیست او از بالا برای ما حکمفرما تعیین شده است، به جز تسلیم و رضا چاره‌ای نبود، دهان و زبانم را بسته بودند، تورات و انجیل را با دقت خوانده به تفکر اندر شده و مشاهده نمودم که: تمامش جعلی است و آن را از خود ساخته‌اند. ص __ 123 📚دانشکده‌های من 🖋ماکسیم گورکی

📢 اطلاعیه برگزاری ویبنار از تمامی علاقه‌مندان و ثبت‌نام‌کنندگان گرامی سپاسگزاریم که در ویبنار «نقش محتوای آموزشی در توسعه مهارت‌های فردی و اجتماعی» همراه ما هستند. 🌱 🗓 زمان برگزاری: یکشنبه(امروز) ⏰ ساعت ۸:۰۰ شب تا ۹:۳۰ شب 🔗 لینک ورود به جلسه: https://meet.google.com/dfb-wsin-xgd لطفاً چند دقیقه پیش از آغاز برنامه وارد جلسه شوید تا ویبنار به‌موقع آغاز گردد. منتظر دیدار و همراهی ارزشمند شما هستیم. ✨

امروز، دوتا از داستان‌هایی که شما فرستاده بودید را خواندم. شما چقدر خوب می‌نویسید و من چقدر خوشحالم.💐

کاش من روزی، رهایی او را تجربه کنم. https://t.me/bedozham/113

من رفتن به سیرک را خیلی دوست دارم، اسب و حیوانات دیگر را چگونه پرورش می‌دهند؟انسان دلشاد می‌شود، من به حیوانات با احترام نگریسته نزد خود می‌گویم: پس معلوم می‌شود ممکن است به انسان هم آموخت که چگونه از عقل خود استفاده کند. ص __ 118 📚دانشکده‌های من 🖋ماکسیم گورکی

هرچند که امروز، حس می‌کنم تا مرز فروپاشی پیش رفته‌ام، اما در عین حال از قریه‌های دوردست دختران و زنانی هستند که چشم‌انتظار آگ
هرچند که امروز، حس می‌کنم تا مرز فروپاشی پیش رفته‌ام، اما در عین حال از قریه‌های دوردست دختران و زنانی هستند که چشم‌انتظار آگاهی‌اند؛ آگاهی درباره بدن و سلامت‌شان و من قول داده‌ام به دیدارشان بروم. این تضاد میان فشار درونی و مسئولیت بیرونی، کار را همیشه معنادار می‌کند. نه؟

https://t.me/Dozham080/2529?comment=1528 ما همه حیف شدیم، عزیزِ من....

این برگه‌هایی که زیر این کتاب می‌بینید، فقط چند ورق کاغذ نیستند. این‌ها خلاصه‌ی نزدیک به سه سال جنگیدن من برای زنده ماندن، دوام آوردن و تسلیم نشدن‌اند. برای رسیدن به اینجا، من فقط درس نخواندم. من از کلی محدودیت‌ رد شدم. برای ورود به این دانشگاه، باید امتحان زبان آکسفورد را سپری می‌کردم. من پیش‌دانشگاهی را گذراندم، شب‌ها بیدار ماندم، بارها از نو شروع کردم، و بالاخره وارد یک دانشگاه معتبر آمریکایی شدم. امروز در ترم هشتم هستم. این برگه‌ها معرفی‌نامه‌ها و نمرات تمام ترم‌های من‌اند. شاید میان همه‌شان فقط یکی‌دو «A» ببینید، و باقی همه «A+» است. هر نمره، پشتش ساعت‌ها تلاش، استرس، و امید خوابیده است. اما وقتی برای کارآموزی به شفاخانه حوزوی هرات مراجعه کردم، تنها چیزی که اهمیت داشت، دانش من نبود. «مهر» بود. گفتند: «اسناد باید مهر صحت عامه داشته باشد.» پرسیدم: «آیا صحت عامه اسناد یک دختر خانم از دانشگاه آمریکایی را می‌پذیرد؟» خودشان جواب دادند: «خیر.» بعد سند دختری را نشانم دادند که همین‌جا دو سال قابلگی خوانده بود و گفتند: «ببین، باید این‌طور مهر بخورد… باید این‌طور باشد…» گفتم: «من اینجا درس نخوانده‌ام. اما این تأیید رسمی دانشگاه من است؛ با مهر آمریکایی، با اعتبار بین‌المللی، با هشت ترم تلاش واقعی.» اما باز هم جواب همان بود: «نه، نمی‌شود.» من هرگز نمی‌گویم کسی که اینجا درس خوانده بی‌ارزش است. نه. بحث این است که چرا باید سال‌ها تلاش، شایستگی و دانش، پشت یک مُهر بی‌ارزش شود؟ چطور بپذیرم که من، با تمام محدودیت‌هایی که بر دختران این سرزمین تحمیل شده، با تمام سختی‌های آموزش آنلاین، با تمام فشارهای روحی و اجتماعی، هشت ترم جنگیده باشم، و امروز بدانم همین شفاخانه حوزوی هرات به صدها نفر مثل من نیاز دارد، اما هنوز اجازه ورود نداشته باشم؟ گاهی دردناک‌ترین بخش ماجرا این نیست که راه سخت باشد، این است که حتی وقتی می‌رسی، باز هم اجازه ورود نداشته باشی.

photo content

هرچی بیشتر می‌گذره، بیشتر به این نتیجه می‌رسم که نباید مهاجرت کرد.

من مباحثه و جنجال را دوست ندارم، هرگز نمی‌توانم به جار و جنجال یک عده گوش دهم، برای من دشوار بود که ابرام و لجاجت یک فکر به هیجان آمده‌ای را دنبال کنم. ص __ 114 📚دانشکده‌های من 🖋ماکسیم گورکی

منتظر دیدارتان هستیم 🤝✨

درود دوستان، جلسهٔ معرفی «ری‌رایت» امشب برگزار می‌شود؛ در این نشست، نحوهٔ ورود به سایت، ساخت حساب کاربری و استفاده از امکانات را قدم‌به‌قدم توضیح می‌دهیم. 🕰 زمان: امشب، ۹ تا ۱۰ 📍 Google Meet https://meet.google.com/shx-isjt-rnn

photo content

یوتیوب یک دانشگاه به تمام معناست؛ جایی که اگر درست جستجو کنی، می‌توانی مسیر یادگیری‌ات را از صفر تا سطح حرفه‌ای بسازی. اما این تصویر، تا زمانی درست است که فارسی سرچ نکنی. تجربه‌ی من این بوده که به‌محض فارسی نوشتن، همه‌چیز از یک مسیر روشن، تبدیل می‌شود به مجموعه‌ای از ویدیوهای پراکنده و بی‌ساختار. هرکسی بخشی از ماجرا را گفته، اما هیچ‌کس یک مسیر کامل نساخته. نه شروع مشخص است، نه ادامه، نه حتی مقصد. نتیجه‌اش؟ به‌جای یادگیری عمیق، سرگردانی. از یک ویدیو به ویدیوی دیگر، در آخر هم بدوت رسیدن به نتیجه‌ای، کلا جستجو کردن را می‌گذاری کنار. یک چالش جدی در فضای محتوای فارسی: نبود آموزش‌های منظم، مرحله‌به‌مرحله و قابل اعتماد هست. و اما راهکار چیست؟ شاید اولین قدم این باشد که منتظر یک منبع ایده‌آل نمانیم. یادگیری را باید فعالانه‌تر پیش برد: انتخاب گزینشی محتوا، ساختن مسیر شخصی، و در صورت نیاز استفاده از منابع غیرفارسی که ساختار بهتری دارند. و مهم‌تر از آن، تغییر نقش ما از «مصرف‌کننده صرف» به «سازنده‌ی آگاه». اگر این خلأ را می‌بینیم، می‌توانیم حتا در مقیاس کوچک به پر کردنش فکر کنیم؛ با تولید محتوایی که نه فقط مفید، بلکه منظم و قابل دنبال کردن باشد. یوتیوب همچنان یک دانشگاه است؛ اما برای ما فارسی‌زبان‌ها، این دانشگاه هنوز به ساختن نیاز دارد.

براساس نظرسنجی‌ای که اینجا داشتیم، بیشترین رأی به بازهٔ ۹ تا ۱۰ شب اختصاص پیدا کرده. امیدواریم این زمان برای باقی دوستان هم مناسب باشد و در کنار هم یک جلسهٔ خوب داشته باشیم ✨ لینک جلسهٔ معرفی را فردا شب همین‌جا قرار می‌دهم؛ تا راحت دسترسی داشته باشید.🤝 به امید دیدارِ همه‌ی تان💐

اگر در جریان استفاده از «ری‌رایت» با پرسشی روبه‌رو شدید یا به مشکلی تخنیکی برخوردید، خوشحال می‌شویم آن را در گروه اختصاصی کامیونیتی مطرح کنید 🌱 در این فضا، همکاران ما در اولین فرصت پاسخگو خواهند بود و همراه‌تان می‌مانند تا مشکل‌تان برطرف شود 🤝💬 🔗 https://t.me/+fGVeVDQywN85NmVl

تمام آنچه واقعاً نیاز داریم، یک خانواده‌ی حامی‌ست؛ کسانی که بی‌هیچ تردیدی، پشت رویاهایت می‌ایستند. این شیرینی‌ها را پدرم به م
تمام آنچه واقعاً نیاز داریم، یک خانواده‌ی حامی‌ست؛ کسانی که بی‌هیچ تردیدی، پشت رویاهایت می‌ایستند. این شیرینی‌ها را پدرم به مناسبت شروع «ری‌رایت» گرفته؛ شیرین‌تر از خودشان، حسِ دلگرمی‌ای‌ست که با آن آمده. پ.ن: سهم شما هم محفوظ… البته من زحمتش را می‌کشم 😅