ar
Feedback
"خونه

"خونه

الذهاب إلى القناة على Telegram

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
265
المشتركون
-224 ساعات
-127 أيام
-830 أيام
أرشيف المشاركات
یجوری‌ نگاش کردم، یهو گفت چیه؟ گفتم شما چه مهربونی.

وای خاک‌برسرم که آب شدم براش.

خیلی محترم بود.

انقدر مهربون، انقدر خوش‌برخورددددد.

قند و نبات بود، میفهمید، عسلللل.

این تهران‌اومدن یهوییم یه خوبی‌ای داشت.

خیلی رندوم، امیرپارسا رو وسطِ انقلاب دیدم، پسره‌یِ بامزه‌یِ خوش‌برخورد!!

حسِ اینو دارم که بستنی موردعلاقم از دستم افتاده کفِ آسفالت.

از آدمایِ بلاتکلیف متنفرم.

خونه رو گم کردم.

"می‌خوام برم خونه ولی دیگه نمی‌دونم خونه کجاست"

پیش میاد.
پیش میاد.

Repost from lightersound
از دی ماه تا شهریور، من هیچ خاطره ای از زندگیم ندارم، فقط روز‌هام گذشته.

قهقه زدم.
قهقه زدم.

برنامه ‌دومی‌ای که به‌عنوان زاپاس انتخاب‌واحدم نوشتم، اصلاً دوست‌داشتنی نیست.

Repost from N/a
photo content

Repost from N/a
گاهی اوقات حرفایی که می‌زنید حکم یه بلیط طلاییو داره که آدمی که با تموم وجود از خودش متنفره رو برای یک دقیقه هم که شده به زندگی برمیگردونه.

آدمایِ دورم در‌حال آنلاک‌کردن همه‌ی خط‌قرمز‌هام وقتی تو چشمام زل زدن: