cookie

We use cookies to improve your browsing experience. By clicking «Accept all», you agree to the use of cookies.

avatar

حسین باستانی Hossein Bastani

کانال تلگرام حسین باستانی، روزنامه نگار

Show more
Advertising posts
36 345
Subscribers
-1324 hours
+1027 days
+97830 days

Data loading in progress...

Subscriber growth rate

Data loading in progress...

🔻 یادآوری «در شرایط نارضایتی گسترده جامعه، اگر جریان‌های اپوزیسیون دورنمای امیدبخشی را برای تغییر وضع موجود ایجاد کرده باشند، قابل انتظار است که طیف فزاینده‌ای از شهروندان به فعالیت در مسیر تحقق این دورنما بپردازند. ولی در فقدان دورنمای ذکر شده، غیرممکن نیست که به‌تدریج بخشی از شهروندان ناراضی، اساسا از "تغییرات ساختاری" ناامید شوند. این ناامیدی، می‌تواند باعث افزایش گرایش آنها به تصور "تغییر جزئی وضع موجود" از طریق سازوکارهایی چون انتخابات شود. حتی اگر امیدشان به تغییراتی باشد که در چارچوب نظام مستقر، منطقا زمینه‌ای برای تحقق نداشته باشند.» 🔹بخشی از مقاله «انتخابات و براندازی در ایران»، منتشر شده در یک هفته قبل از مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری. متن کامل مقاله: https://www.bbc.com/persian/articles/c8vdjy0p52qo @HosseinBastaniChannel
Show all...
«انتخابات» و «براندازی» در ایران

گره زدن فرایند تغییر رژیم به تحریم‌های انتخاباتی، ممکن است به‌راحتی نیروهای اپوزیسیون برانداز را، مانند اصلاح طلبان، به فعالانی «همیشه منتظر انتخابات» تبدیل کند

👍 502 36👎 11😢 4
🔻رئیس‌جمهور جدید و «سوالات سخت» در جریان مبارزات انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳، تصوراتی در فضای رسانه‌ای ایران مطرح شدند که معنای تلویحی یا صریح آنها، امکان تغییر ‌سیاست‌های کلان حکومت از مسیر صندوق‌های رای بود. اشاره‌های متنوع به موضوعاتی از قبیل اعتراضات ۱۴۰۱، مساله حجاب اجباری و سیاست خارجی، به وضوح چنین حال و هوایی داشتند. حتی بسیاری از وعده‌های مرتبط با بهبود وضعیت اقتصادی کشور نیز، با وجود ظاهر محتاطانه، در بطن خود از همین ویژگی‌ برخوردار بودند. اکنون با پایان تبلیغات و درگیری‌های انتخاباتی، مطرح‌کنندگان تصورات فوق در معرض پرسش‌های مشخص از امکان «تحقق» آنها قرار گرفته‌اند. پرسش‌های زیر، تنها چند نمونه‌ از این سوالات هستند که هر یک از آنها، با فرض وقوع تحولی محتمل در دوره دولت جدید قابل طرح است: ۱- حرکت ضدحکومتی جدیدی از جنس اعتراضات ۱۴۰۱ در خیابان‌های ایران به جریان می‌افتد. رهبر خواستار برخورد شدید با آنهاست و نیروهای مسلح در حال شلیک به معترضان هستند. تا چه حد محتمل است که رئیس جمهور بتواند جلوی کشتن معترضان را بگیرد یا در میانه سرکوب، علنا به رویارویی با رهبر و نیروهای مسلح تحت فرمان او بپردازد؟ ۲- دولت به این نتیجه می‌رسد که حکومت دیگر از عهده هزینه‌های امنیتی و اقتصادی تحمیل حجاب اجباری بر نمی‌آید. اساسا درگیر کردن بخش عظیمی از بودجه و پرسنل پلیس برای کنترل حجاب زنان را، در شرایطی که جرایم خشن در سطح کشور از کنترل خارج شده، ممکن نمی‌داند. تا چه حد قابل تصور است رئیس جمهور، علی رغم مخالفت رهبر، به درگیری با نهادهای حکومتی دیگر برای لغو «رسمی» حجاب اجباری بپردازد؟ ۳- سپاه پاسداران و مشخصا نیروی قدس، در آستانه یک درگیری نظامی جدید در بخشی از منطقه هستند. مطابق جمع‌بندی دولت، این درگیری غیرضروری یا اجتناب‌پذیر است. به ویژه چون به دلیل محدودیت‌های اقتصادی کشور، مطلقا توان مالی تامین هزینه‌های اقتصادی درگیری جدید را ندارد. آیا رئیس جمهور امکان «فراهم نکردن» هزینه‌های مالی این درگیری نظامی را خواهد داشت؟ ۴- دولت برای جلوگیری از ورشکستگی صندوق‌های بازنشستگی، نیاز به صرفه‌جویی گسترده دارد. به این منظور، ناچار است بودجه چند نهاده تبلیغاتی وابسته به نهاد رهبری را -که عملکردشان را بی‌فایده یا مضر ارزیابی کرده- قطع کند. آیا قدرت اجرای تصمیم خود را خواهد داشت؟ ۵- دولت متقاعد شده که نهادهای زیر نظر رهبر یا شرکت‌های وابسته به سپاه پاسداران، درگیر فساد مالی گسترده هستند، به طور جدی حسابرسی نمی‌شوند و مالیات واقعی پرداخت نمی‌کنند. رئیس جمهور بر همین مبنا اصرار دارد که این نهادها و شرکت‌ها به دقت مورد حسابرسی قرار گیرند تا وضعیت حساب‌های آنها شفاف شود و بعد، مالیات واقعی فعالیت‌های خود را پرداخت کنند. آیا قادر خواهد بود، علی رغم مخالفت رهبر، تصمیم اقتصادی خود را عملی کند؟ نیاز به تاکید نیست که پرسش‌هایی از این قبیل، قابل گسترش به زمینه‌های متنوع دیگر هستند. طرح چنین سوالاتی به معنی آن نیست که جابه‌جایی رئیس جمهور، هیچ تغیری در حکومت ایران ایجاد نخواهد کرد. تغییر رئیس دولت، حتما باعث تغییراتی در عملکرد تعدادی از وزارتخانه‌های دولتی -و البته نه همه آنها- خواهد شد. اما این تصور که انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳، قدرت وادار کردن علی خامنه‌ای به تجدید نظر در سیاست‌های کلان خود را خواهد داشت، لاجرم طرح سوالاتی از جنس فوق را، اجتناب‌ناپذیر خواهد کرد. سوالاتی که حتی اگر در میانه هیجانات انتخاباتی -کمابیش- مغفول مانده باشند، در دوران مسئولیت دولت جدید، پاسخگویی به آنها «ناگزیر» خواهد بود. @HosseinBastaniChannel
Show all...
👍 745 72👎 11😢 2😐 1
🔻تصور «شنیدن صدای ملت» ظاهرا عزیزانی معتقد شده‌اند که اعتراف دیروز رهبر جمهوری اسلامی به آمار بسیار پایین مشارکت در انتخابات ۸ تیر، نوعی «شنیدن صدای ملت» بوده است. به نظر می‌رسد که ذهنیات علی خامنه‌ای، با چنین تصوراتی از «شنیدن صدای ملت‌» تناسب نداشته باشد. تجربه ثابت کرده که حداکثر ممکن است صدای اعتراض مردم «به گوش او برسد»، ولی به آن «گوش نمی‌دهد». بین‌سطور ظهارات خبرساز رهبر جمهوری اسلامی، آن است که از بی‌اعتبارشدن حکومت خود در مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری به هم ریخته. بر همین مبنا، مشخصا انتظار دارد حتی‌المقدور، به نحوی جلوی بی‌اعتباری بیشتر نظام در مرحله دوم انتخابات گرفته شود. اینکه دقیقا به چه نحوی، البته بحث دیگری است. @HosseinBastaniChannel
Show all...
👍 963 51👎 13😐 6
🔻اعتراف رهبر به ساختگی بودن اطلاعات نهادهای نظام رهبر جمهوری اسلامی، امروز در واکنشی دیرهنگام به مشارکت ناچیز رای‌دهندگان در انتخابات ۸ تیر گفت: «در مرحله اول انتخابات مشارکت مردم کمتر از آن مقداری بود که توقع داشتیم و حدس زده می‌شد. افراد مختلفی حدس‌هایی درباره مشارکت می‌زدند؛ حدس‌ها همه‌اش بیشتر از آن چیزی بود که در واقع اتفاق افتاد!» «حدس»هایی مورد اشاره مقام اول حکومت، به‌وضوح «نظرسنجی»‌های انتخاباتی نهادهای حکومتی متنوع در آستانه مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری هستند -که بدون استثنا، «هیچ» تناسبی با واقعیت نداشتند. نظرسنجی‌هایی که «تولیدکنندگان» آنها، از موسسات دولتی مختلف و حتی نهادهای امنیتی «معتمد نظام» تشکیل می‌شدند و طبیعتا خروجی آنها، چیزهایی بودند که خوش‌آیند مافوق باشند. وقتی این نوع موسسات و نهادهای حکومتی، در مورد موضوعاتی در حد انتخابات -که صحت و سقم آنها در فاصله‌ای کوتاه مشخص می‌شود- چنین اطلاعاتی تولید می‌کنند، تصور «جنس» اطلاعات تولیدی آنها در موضوعات درازمدت‌تر مشخص است. با وجود این، علی خامنه‌ای، تا پایان دوران رهبری، کماکان بر مبنای «حدس‌ها» و «نظرسنجی»های کارگزاران و ارادتمندان خود حکمرانی خواهد کرد. تعجبی نخواهد داشت که به همین نسبت، غافلگیری‌های بیشتر و بیشتری در انتظار او و حکومتش باشد. @HosseinBastaniChannel
Show all...
👍 1052 74👎 14😢 2😐 2
🔻تاخیر نامتعارف خامنه‌ای در صدور «پیام انتخاباتی» از خرداد ۱۳۷۶ به بعد، علی خامنه ای درست یک روز بعد از «هر» انتخابات ریاست جمهوری پیام داده بود تا از «حضور» مردم تشکر کند. اما با گذشت ۴ روز از انتخابات ۱۴۰۳، رهبر جمهوری اسلامی پیامی صادر نکرده و تا این لحظه، در سکوت کامل به سر می‌برد. درواقع، به نظر می‌رسد بعد از شکسته‌شدن رکورد عدم مشارکت در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری ایران، هنوز حتی نتوانسته «وانمود» کند وضعیت عادی است و مانند همیشه رفتار می‌کند. او لابد در روزهای آینده، قبل یا بعد از مرحله دوم انتخابات، سرانجام پیامی یا اظهارنظری را منتشر خواهد کرد و لابد خواهد کوشید -به نحوی- از آنچه پیش آمده «دستاورد» بسازد. اما در هر صورت، قاعدتا این تاخیر معنی‌دار، به عنوان نشانه‌ای از تاثیر رفتار انتخاباتی اخیر مردم بر علی خامنه‌ای، در زندگی‌نامه او ثبت خواهد شد. ممکن است تصور شود دلیل پیام ندادن رهبر در روزهای اخیر کشیده شدن انتخابات ریاست جمهوری به مرحله دوم بوده است. برای رفع این تصور، لازم به یادآوری است که او در زمان انتخابات ۱۳۸۴هم، که رای‌گیری دو مرحله‌ای شد، به روال معمول، یک روز بعد از مرحله اول انتخابات پیامش را در تقدیر از «حماسه پرشور» رای‌دهندگان صادر کرده بود. به طور مشخص، تاریخ صدور پیام‌های انتخاباتی علی خامنه ای در ۲۷ سال گذشته به شرح زیر بوده: ۳ خرداد ۷۶ (فردای انتخابات ۲ خرداد)، ۱۹ خرداد ۸۰ (فردای انتخابات ۱۸ خرداد)، ۲۸ خرداد ۸۴ (بعد از مرحله اول انتخابات در ۲۷ خرداد)، ۴ تیر ۸۴ (فردای مرحله دوم انتخابات در ۳ تیر)، ۲۵ خرداد ۹۲ (فردای انتخابات ۲۴ خرداد)، ۳۰ اردیبهشت ۹۶ (فردای انتخابات ۲۹ اردیبهشت) و ۲۹ خرداد ۱۴۰۰ (فردای انتخابات ۲۸ خرداد). @HosseinBastaniChannel
Show all...
👍 853 55👎 15😐 7
«منتظران همیشگی انتخابات» تجربه بیش از چهار دهه حاکمیت جمهوری اسلامی ایران ثابت کرده که توهم مهار قدرت رهبر یا تغییر سیاست‌های کلان نظام از طریق صندوق‌های رای، تناسبی با واقعیت نداشته است. در عین حال اما باید توجه داشت که بی ارتباط بودن انتخابات با تغییرات ساختاری در ایران، اصلی است که ظاهرا حامیان براندازی و حامیان اصلاحات، توامان تمایل به نادیده گرفتن آن داشته‌اند. به بیان دیگر تصور تغییر بنیادین وضعیت ایران با تحریم انتخابات نیز -مانند تصور تغییرات بنیادین با انتخابات- از ساده گرفتن فرایند پیچیده تغییرات در کشور نشات گرفته است. اگرچه مشروعیت نظام‌های سیاسی لزوما -و به‌تنهایی- وابسته به انتخابات نیست، تحریم موفق انتخابات حتما از موثرترین روش‌های مشروعیت زدایی از حکومت تلقی می شود. در عین حال، این انتظار که گویی مشروعیت زدایی از حکومت‌ها، و به ویژه نظام‌های به‌شدت سرکوب‌گر، به طور خودکار باعث سقوط آنها خواهد شد، تناسبی با تجربیات جهانی ندارد. واقعیت آن است که سلب مشروعیت از حکومت‌ها، تنها یکی از پیش‌شرط‌ های گسترش یک جنبش براندازانه خواهد بود. جنبشی که به نتیجه رسیدن آن، بیش از هر چیز نیازمند تشکیلات قوی، معتبر و منسجم اپوزیسیون است. در غیاب تشکیلاتی با این ویژگی‌ها، نظام‌های سرکوب‌گر می‌توانند علی‌رغم برگزاری بی‌اعتبارترین رای‌گیری‌های قابل تصور، یا اساسا بدون برگزاری انتخابات، برای زمان‌هایی بسیار طولانی به عمر خود ادامه دهند. از سوی دیگر اما گره زدن فرایند تغییر رژیم به تحریم‌های انتخاباتی، ممکن است به‌راحتی نیروهای اپوزیسیون برانداز را، مانند اصلاح طلبان، به فعالانی «همیشه منتظر انتخابات» تبدیل کند. این فعالان، البته در واکنش به وقایع پیش بینی نشده -مانند اعتراضات خودجوش مردمی- به موضع‌گیری‌های خلق‌الساعه می‌پردازند. ولی مهم‌ترین اقدامی که با پیش‌بینی قبلی و طبق جدول زمانی معلوم انجام می‌دهند، نه برنامه‌ریزی برای کنش‌های مستقل از حکومت، که انتظار همیشگی برای موعد انتخابات حکومتی و «کنشگری» در فضای آن است. اگر قرار باشد که این، درواقع همان کاری باشد که مدعیان سرنگونی نظام هم انجام می‌دهند، معنی اجتناب‌ناپذیری دارد: اینکه جریان‌های «اپوزیسیون برانداز»، علی‌رغم شعارهای سازش‌ناپذیر در موضوع انتخابات، در عمل به بازیگرانی از جنس «اصلاح‌طلبان حکومتی» تبدیل شده‌اند. 🔹 متن فوق بخشی از مقاله «انتخابات و براندازی در ایران» است. متن کامل مقاله را در اینجا مطالعه بفرمایید: https://www.bbc.com/persian/articles/c8vdjy0p52qo @HosseinBastaniChannel
Show all...
👍 416 31👎 22
🔻«بعد از» تحریم واقعه ۸ تیر ۱۴۰۳، در پیوند با مجموعه‌ای از رکوردشکنی‌های مشابه در سال‌های اخیر قابل فهم است. نباید فراموش کرد که جامعه ایران، علاوه بر رکوردشکنی‌های تیر ۱۴۰۳ و خرداد ۱۴۰۰ در انتخابات ریاست جمهوری، در اسفند ۱۳۹۸ و اسفند ۱۴۰۲ هم -به شیوه ای مشابه- رکورد عدم مشارکت را در انتخابات مجلس شکسته بود. بسیاری از مردم معترض در کنار تحریم‌های بی‌سابقه انتخاباتی، در جریان اعتراضات ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ نیز، بیش از تمام دیگر اعتراضات خیابانی تاریخ جمهوری اسلامی کشته داده بودند. اما مجموعه این کنش‌های تاریخی، به لحاظ منطقی، به افزایش واقعی انتظارات شهروندان معترض برای ایجاد تغییرات اساسی در کشور می‌انجامند. انتظاراتی که دیگر مخاطب اصلی آنها نه حاکمان -که از آنها قطع امید شده- که مدعیان گذار از نظام مستقر هستند. به زبان ساده مردم معترض، لابد انتظار دارند که متناسب با تمام رکوردشکنی‌های پرهزینه‌‌شان در مقابله با حکومت، اپوزیسیون هم در جهت تحقق شعار مشخص خود یعنی براندازی، دستاوردهایی بی‌سابقه را ارائه کند. فعالان و جریان‌های مختلف اپوزیسیون، حتما در ترویج ایده‌هایی چون تحریم انتخابات در سطح جامعه، نقش بسیار مهمی داشته‌اند. اما بعید است که برای جامعه به‌شدت ناراضی، پذیرفتنی باشد که «پس از» هر میزان تحریم انتخابات از جانب مردم، مخالفان حکومت برنامه‌ای جز ابراز شعف از بابت «رفتن آبروی نظام» نداشته باشند. همان‌طور که ظاهرا پذیرفتنی نبوده که برای هر میزان هزینه‌دادن معترضان در خیابان‌ها، واکنشی جز «اعلام همبستگی» اپوزیسیون با اعتراضات مشاهده نشود. مدعیان براندازی حکومت ایران، البته می‌توانند در توضیح کارنامه خود این استدلال را مطرح کنند که در هر مقطع، «چند قدم» به اهداف موعود نزدیک‌ شده اند. ولی این روش دستاوردسازی، که به طور نامحدود قابل تداوم خواهد بود، به طرز معنی‌داری یادآور توجیهات رایج در جریان اصلاحات، در توضیح عدم تحقق وعده‌های انتخاباتی است. در آن زمان هم اصلاح‌طلبان، با شعارهایی از شهروندان رای می‌گرفتند که مفهوم تلویحی یا صریح آنها، محدود کردن قدرت رهبر و نهادهای زیرنظر او بود. اگرچه وقتی این هدف محقق نمی شد، از بهبود این یا آن شاخص آماری سخن می‌گفتند یا استدلال می کردند که به هر حال چند گام به تحقق اهداف ادعایی نزدیک‌تر شده‌اند. تعجبی نداشت که تکرار بیش از حد این توجیهات، به واکنش خشمگیانه شهروندان سابقا امیدوار به جریان اصلاحات و عدم همراهی آنها با فراخوان‌های انتخاباتی منجر شد. با منطقی مشابه، قاعدتا همان طور که مردم برای همیشه به مدعیان اصلاح سیستم وقت ندادند، به طور نامحدود هم به مدعیان براندازی سیستم فرصت نخواهند داد. به طور کلی، در شرایط نارضایتی گسترده جامعه، اگر جریان‌های اپوزیسیون دورنمای امیدبخشی را برای تغییر وضع موجود ایجاد کرده باشند، قابل انتظار است که طیف فزاینده‌ای از آنها، به فعالیت در مسیر تحقق این دورنما بپردازند. ولی در فقدان دورنمای ذکر شده، غیرممکن نیست که به‌تدریج بخشی از شهروندان ناراضی، اساسا از تغییرات ساختاری ناامید شوند. این ناامیدی، می‌تواند باعث افزایش گرایش آنها به تصور «تغییر جزئی وضع موجود» از طریق سازوکارهایی چون انتخابات شود. حتی اگر امیدشان به تغییراتی باشد که در چارچوب نظام مستقر، منطقا زمینه‌ای برای تحقق نداشته باشند. 🔹 متن فوق بخشی از مقاله «انتخابات و براندازی در ایران» است. متن کامل مقاله را در اینجا مطالعه بفرمایید: https://www.bbc.com/persian/articles/c8vdjy0p52qo @HosseinBastaniChannel
Show all...
👍 482 35👎 27😢 3😐 3
🔻«انتخابات» و «براندازی» در ایران در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳، حکومت با تایید صلاحیت یکی از نامزدهای اصلاح طلبان، کوشید تا مانع از تکرار سال ۱۴۰۰ شود که رکورد عدم مشارکت در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری ایران شکسته شد. اکنون مشخص شده که نه تنها ابتکار جدید حکومت ایران نرخ مشارکت شهروندان را افزایش نداده، که انتخابات ۸ تیر ۱۴۰۳ -فارغ از «هر» نتیجه ای که در مرحله دوم آن به دست بیاید- با فاصله‌ای عجیب، رکورد عدم مشارکت در انتخابات مشابه قبلی را هم شکسته است. بعید است که بخش عظیمی از شهروندان، به آمار مشارکت اعلام شده از سوی وزارت کشور اعتماد چندانی داشته باشند. اما فارغ از رقم دقیق این مشارکت، بی‌تردید حتی اقلیتی که در انتخابات اخیر شرکت کرده‌اند، لزوما حامی حکومت -یا لاجرم مخالف براندازی- نبوده‌اند. بخش مهمی از رای‌دهندگان در انتخابات، البته حکومت را -به درجات مختلف- قبول دارند. ولی از سوی دیگر، جامعه ایران در ارتباط با مفهوم براندازی، از طیف متنوعی تشکیل می‌شود: گروهی آرزوی براندازی نظام را دارند و در این جهت تلاش می کنند؛ گروهی طرفدار براندازی هستند هرچند از مشارکت در اقدامات براندازانه هراس دارند؛ جمعی مدافع براندازی هستند ولی به جریان‌های مدعی براندازی اعتماد ندارند؛ جمعی با وجود تمایل به سرنگونی حکومت نگران وقایع بعد از سرنگونی هستند... و سرانجام جمعی علی‌رغم آرزوی سرنگونی حکومت، سرنگونی را «در دسترس» نمی‌بینند. تعجبی ندارد که اعضای گروه‌های تشکیل دهنده طیف فوق، در زمان برگزاری انتخابات به شیوه‌هایی کاملا متفاوت رفتار کنند. به عنوان نمونه امکان دارد که مجموعه‌ای از شهروندان حامی سرنگونی، به علت در دسترش ندانستن آن، با استدلال‌های مدافعان شرکت در انتخابات همدلی پیدا کنند. ولی وقتی علی رغم همه این پیچیدگی‌ها، چنین رکوردی از عدم مشارکت ثبت می شود، به معنی وجود پتانسیل ضدحکومتی عظیمی در جامعه است که به طور بالقوه، می‌تواند زمینه‌ساز تغییرات بنیادین باشد. 🔹 ادامه مقاله را در اینجا مطالعه بفرمایید: https://www.bbc.com/persian/articles/c8vdjy0p52qo @HosseinBastaniChannel
Show all...
«انتخابات» و «براندازی» در ایران

گره زدن فرایند تغییر رژیم به تحریم‌های انتخاباتی، ممکن است به‌راحتی نیروهای اپوزیسیون برانداز را، مانند اصلاح طلبان، به فعالانی «همیشه منتظر انتخابات» تبدیل کند

👍 516 25👎 10😐 5😢 2
تحریم انتخابات کنش سیاسی بسیار تاثیرگذاری است. با این حال «سلب مشروعیت» از حکومت‌ها، برای سرنگونی آنها کافی نیست. از سوی دیگر اما، گره زدن پروژه «براندازی» به تحریم‌های انتخاباتی، می‌تواند اپوزیسیون برانداز را -مانند اصلاح طلبان- به «همیشه منتظران انتخابات حکومتی» تبدیل کند: https://youtu.be/9-8rbZ5PBH0?feature=shared @HosseinBastaniChannel
Show all...
پایین‌ترین مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران چه معنایی دارد؟

نتایج این دور انتخابات و مشارکت پایین سوالات زیادی مطرح کرد. مشارکت ۴۰ درصدی چه معنایی دارد؟ آنهایی که با صندوق رای قهر کرده اند، چه خواهند کرد؟ ممکن است ترس از باقی ماندن تندروها در قدرت، ناراضیان را به میدان بکشاند؟ گفتگو با حسین باستانی را ببینید 📸GettyImages

👍 645 42👎 18😐 5
🔻افسانه «معامله غرب با تهران برای منافع ملی» این باور که غرب به خاطر «منافع ملی» تن به معامله برای آزادی امثال حميد نورى می‌دهد را، احتمالا افسانه است. چون به لحاظ تاریخی محرک اصلی این معامله‌ها، در درجه اول «منافع دولت‌های حاکم» در این کشورها بوده و نه منافع ملی‌. معامله با تهران در چنین پرونده‌هایی، طبیعتا باعث تشویق جمهوری اسلامی ایران برای گروگان‌گیری‌های بیشتر می‌شود و در درازمدت، اتباع غربی را در معرض دستگیری‌های بیشتر و بیشتر قرار می‌دهد. ولی دولت‌های غربی، معمولا آزادی چند زندانی خود در تهران را به حساب «موفقیت»‌های کارنامه خود می‌گذارند و از این تحول، منفعت‌های سیاسی «نقد» می‌برند. گروگان‌گیری های آینده حکومت ایران هم، مشکل دولت‌های بعدی خواهد بود -و نه دولتی که در زمان معامله با تهران بر سر کار است. برای درک نقش منافع سیاسی دولت‌های اروپایی در معامله‌های آنها با جمهوری اسلامی ایران، بازخوانی معامله‌های پشت پرده تهران و پاریس در زمان ریاست جمهوری فرانسوا میتران آموزنده خواهد بود. در آن زمان، فرانسه گروگان‌های متعددی در لبنان داشت و برای آزادی آنها، نمایندگان میتران پیشنهاداتی محرمانه را برای کاهش بحران و رهایی گروگان‌ها ارائه کرده بودند. ولی در میانه مذاکرات، حزب ژاک شیراک، که رقیب رئیس جمهور وقت فرانسوا میتران بود، بدون اطلاع دولت میتران، باب مذاکره با تهران در مورد گروگان‌ها را باز کرد. رقابت فرانسوی‌ها برای معامله با تهران، اوضاع را بهتر نکرد؛ چون تهران را به این نتیجه رساند که می توان با استفاده از رقابت فرانسوی ها، متیازات بیشتری بگیرد. در نتیجه تنها در هفته اول بهمن ۶۴، بر اثر سه بمب گذاری عوامل تهران در پاریس، ۳۵ نفر زخمی شدند. سپس، ۵ فرانسوی دیگر در لبنان ربوده شدند و گروگان‌گیران، خبر از مرگ گروگان ششم دادند. با وخامت اوضاع، فرانسوا میتران رئیس جمهور فرانسه اریک رولو سفیر وقت فرانسه در تونس را به عنوان نماینده ویژه خود به تهران فرستاد. او روزنامه‌نگاری مشهور بود که از زمان انقلاب با مقام‌های ایرانی آشنایی داشت. رولو در تهران، گفتگوهایی را با محسن رفیقدوست انجام داد که در ابتدا به نظر می‌رسید با موفقیت پیش می‌رود. ولی در میانه خوش بینی‌ها، رفیقدوست با قطع مذاکرات اطلاع داد که توافقی در کار نخواهد بود. به روایت رولان دوما وزیر خارجه وقت، تغییر موضع ایرانی‌ها ریشه در آن داشت که تیم ژاک شیراک با ارائه پیشنهاداتی بهتر از پیشنهادات دولت، از تهران خواسته بود آزادی گروگان‌ها تا بعد از انتخابات پارلمانی فرانسه به تعویق بیفتد. دوما می‌گوید ایرانی‌ها به رولو اطلاع داده بودند «شما دارید به ما ۱۰ را پیشنهاد می‌کنید، در حالی که رقبایتان ۱۰۰ [امتیازاتی ده برابر] را پیشنهاد می‌کنند». 🔹برای اطلاع بیشتر از نقش رقابت‌های انتخاباتی در معامله‌های پنهان دولت‌های غربی با تهران، مقاله -قدیمی- «عملیات نجات ماموران نظام در اروپا» را مطالعه کنید: https://www.bbc.com/persian/iran-features-62641123 @HosseinBastaniChannel
Show all...
👍 412 41😢 32👎 7😐 2
Choose a Different Plan

Your current plan allows analytics for only 5 channels. To get more, please choose a different plan.